الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
71
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
المشرقيه مىگويد : « يشبه ان يكون ذالك من الاوّليات . » « 1 » و صدر المتألهين در اسفار مىفرمايد : « هو قريب من الاوّليات . » « 2 » البته علىرغم آنچه گفته شد ، ادلهاى نيز براى اثبات اين مدعا ذكر شده است . اين ادله ، هرچند مستقيما به اثبات اشتراك معنوى وجود نپرداخته ، با ابطال اقوال مخالف بدين مقصود نائل آمده است كه ما آنها را در بيان و رد اقوال مخالف توضيح خواهيم داد . برخى از محققين ، به علت وجدانى و قريب به بديهى بودن مدعا ، اين ادله را بيش از تنبيهاتى بر يك امر بديهى به حساب نياوردهاند . « 3 » و هو ظاهر بالرجوع الى الذهن حينما نحمله على اشياء او ننفيه عن اشياء ، كقولنا : « الانسان موجود و النبات موجود و الشمس موجود و اجتماع النقيضين ليس بموجود و اجتماع الضدين ليس بموجود » ؛ و قد اجاد صدر المتألّهين ( قده ) حيث قال : « انّ كون مفهوم الوجود مشتركا بين الماهيّات قريب من الاوّليّات . » 4 : اقوال مخالف در مقابل حكما ، كه قائل به اشتراك معنوى وجودند ، دو قول مخالف وجود دارد : 1 - اشتراك لفظى وجود در تمام موجودات 2 - اشتراك لفظى وجود بين واجب و ممكن 1 - 4 : اشتراك لفظى وجود در تمام موجودات . 1 - 1 - 4 : توضيح مدعا اين قول به برخى از متكلمين نسبت داده شده است . به عقيدهء ايشان وجود در هر قضيهاى كه محمول واقع شود با موضوع آن قضيه به يك معناست ؛ مثلا ، در قضيهء « انسان موجود است » لفظ « وجود » به معناى انسانيت و لفظ « موجود » به معناى انسان است و در قضيهء « آهن موجود است » لفظ « موجود » به معناى آهن است و از همينجا بايد ساير هليات بسيطه را قياس گرفت .
--> ( 1 ) - المباحث المشرقيه ، ج 1 ، ص 18 . ( 2 ) - الاسفار الاربعه ، ج 1 ، ص 35 . ( 3 ) - شوارق الالهام ، ج 1 ، ص 29 .